میم.الف

آرامش کجاست؟

میم.الف

آرامش کجاست؟

موضوعات
آخرین مطالب
  • ۹۴/۰۹/۲۷
    دل
نظرات دوستان
  • ۱۴ مرداد ۹۵، ۲۱:۳۱ - سعید
    جالب.
  • ۶ مرداد ۹۵، ۰۰:۵۲ - مارسیا
    خوب

۱۹ مطلب با موضوع «فـــــرهنگ» ثبت شده است

همه ی ما آدم های معتدل

چهارشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۲۴ ب.ظ

گاهی وقت ها صحبت بر سر رعایت مسائل دینی و احکام و اخلاق و حجاب و موسیقی و رقص و… که می شود، عده ای با تاکید بر اینکه «آدم های معتدلی هستند» خاطر نشان می کنند که تلاش شان این است که حد وسط را نگه دارند. مثلا اگر خانم هستند می گویند نه می خواهند خیلی رها و آزاد باشند و نه می خواهند خیلی حجاب شان را رعایت کنند. برای همین، یک مقدار موشان را بیرون می گذارند و یک کمی ارایش می کنند و اسم این یک مقدار را می گذارند «اعتدال».

Untitled-20202020501

یا مثلا در مورد توجه به بیت المال، نه آن قدر حساس هستند که به هیچ وجه از اسباب و لوازم دولتی استفاده ی شخصی نکنند و نه آن قدر بی توجه که آن ها را حیف و میل کنند و اسم این مقدار رعایت را «اعتدال» می گذارند.

شاید بد نباشد به این افراد معتدل، یک نکته را یادآوری کنیم:

راه

پنجشنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۳، ۱۲:۴۵ ب.ظ


تنهایی یعنی این

چهارشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۲، ۰۵:۵۷ ب.ظ
تنهایی یعنی این:

مشتت را باز کن ارزشش را ندارد

چهارشنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۲، ۰۱:۰۷ ب.ظ

بومیان آمازون روش جالبی برای شکار میمون دارند. بدین صورت که نارگیل را از دو طرف سوراخ می‌کنند، یک طرف کوچک‌تر در حدی که بتوانند یک طناب را از آن بگذرانند و یک طرف کمی درشت‌تر در حدی که دست یک میمون به زور از آن رد شود. از طرف کوچکتر طنابی که انتهایش را گره زده‌اند، رد می‌کنند و بعد طناب را به تنه درخت می‌بندند تا اینطوری میمون نتواند جر بزند و نارگیل را با خودش ببرد. سپس توی نارگیل خالی شده چند تا سنگریزه می‌اندازند و چند بار تکانش می‌دهند تا صدایش خوب در جنگل بپیچد... تله آماده است. 

میمون‌ها که شهوت کنجکاوی دیوانه‌شان کرده تا ببینند این چیست که این جوری صدا می‌دهد، می‌آیند و دستشان را می‌کنند توی نارگیل و سنگریزه‌ها را توی مشتشان می‌گیرند تا بیرونشان بیاورند، اما مشت بسته‌شان از سوراخ رد نمی‌شود. میمون‌ها اگر فقط مشتشان را باز کنند و از سنگریزه‌های بی‌ارزش دل بکنند، آزاد می‌شوند ولی به هیچ قیمتی حاضر نیستند چیزی را که به دست آورده‌اند از دست بدهند. آن قدر تقلا می‌کنند و خودشان را به زمین و آسمان می‌زنند که فردا وقتی صیاد می‌آید بدن‌های بی‌حالشان را به راحتی (عین آب خوردن) جمع می‌کند و توی قفس می‌اندازد. 

نذرتان قبول ...

سه شنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۲، ۰۶:۴۵ ب.ظ

اخراج از کار !

چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۲، ۱۲:۲۹ ق.ظ

مورچه هر روز صبح زود سر کار می‌رفت و بلافاصله کارش را شروع می‌کرد و با خوشحالی هر روز کار زیادی انجام می‌داد.
رئیسش که یک شیر بود از این‌که می‌دید مورچه می‌تواند بدون سرپرستی بدین گونه کار کند، بسیار متعجب بود. 


بنابراین سوسکی را که تجربه بسیار بالایی در سرپرستی داشت و به نوشتن گزارشات عالی شهره بود، استخدام کرد تا این موضوع را بررسی کند.

اولین تصمیم سوسک راه‌اندازی دستگاه ثبت ساعت ورود و خروج بود. او همچنین برای نوشتن و تایپ گزارش‌هایش به کمک یک منشی نیاز داشت. عنکبوتی هم مدیریت بایگانی و تماس‌های تلفنی را بر عهده گرفت.

مگه مجبوری پررو بازی دربیاری؟!

چهارشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۲، ۱۱:۳۶ ب.ظ

یک روز، یک کلاغ و یک خرس، سوار هواپیما می شن!

کلاغه سفارش چایی می ده، مهماندار چایی رو که میاره، کلاغ یک کمی میخوره و باقیشو می پاشه به مهماندار!

مهماندار می گه: چرا این کارو کردی؟

کلاغه می گه: دلم خواست! پررو بازیه دیگه!

چند دقیقه می گذره و باز کلاغه سفارش یک نوشیدنی دیگه میده!

باز یه کم میخوره و باقیشو می پاشه به مهماندار!

مهماندار می گه: چرا بازم این کارو کردی؟

کلاغه می گه: دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی !

بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش می گیره و خرسه که این ماجرا رو دیده بوده به سرش میزنه که اونم یک خرده تفریح کنه.

مهماندارو صدا می کنه و میگه: یه قهوه برام بیار!

قهوه رو که میارن یه کم می خوره و باقیشو می پاشه به مهماندار!

مهماندار می گه: چرا این کارو کردی؟


وقتی همه خواب بودیم...

پنجشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۲، ۰۱:۳۶ ب.ظ

اگر تا به حال به فیلم های سینمایی ساخت داخل که جدیدا از رسانه ملی پخش شده توجه کرده باشید به این موضوع پی برده اید که بعضی از این فیلم ها بعد گذشت چند سال از اکرانشان در سینما و ویدیو کلوپ ها برای بنده و شما از تلویزیون پخش می شوند.

فیلم هایی که عمدتا در زمان اکرانشان در سینما از گریم ها، پوشش ها و روابطی بین بازیگرانشان استفاده می شد که برای عموم جامعه در آن زمان قابل قبول نبود و با آمیزه های دینی در تضاد بود.

به طور مثال بازیگر خانمی را نشان می دادند بد حجاب، با آرایشی غلیظ که خیلی راحت با رفتارهایی زننده و شوخی های بسیار با مردها ارتباط داشت.

نکته جالب در این است که همین رفتارهای زننده در جامعه امروزی ما به عرف تبدیل شده، در جامعه امروزی دیگری شوخی زن و مرد قباحت ندارد، آرایش غلیظ هم جز لاینفک شده

گذشته از دلایل مادی این موضوع، یک دلیل مهم دیگر هم دارد، دلیل فرهنگی . آنها می گفتند آستانه تحمل جامعه برای این گونه فیلم ها  هنوز مناسب نیست. منظورم از آنها به اصطلاح خودشان روشنفکران است اما در واقع تاریکفکران یا واضح تر بگویم شیطان فکران.

از این جمله آنها چند نکته را می توان دریافت:

انسانم آرزوست

شنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۲، ۱۱:۵۰ ب.ظ

چرا بسیج؟

سه شنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۲، ۰۱:۲۲ ق.ظ

بسیج امر جدیدی نیست‌؛ بلکه همان مسلمانی واقعی است. بسیجی‌های خالص دقیقاً همان چیزهایی را می‌گویند که اسلام گفته است. قرآن می‌فرماید: «اولئک هم الصادقون». مؤمنان زیاد هستند.‌اما یک عده‌شان راست می‌گویند: «من‌ المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه». همه راست نمی‌گویند، من چیزهایی می‌گویم که عملم آن‌ها را تصدیق نمی‌کند.

بسیجی بنا را بر صداقت گذاشته است. می‌گوید من وقتی به ولایت فقیه معتقدم، پایش می‌ایستم. دیگری هم می‌گوید به ولایت فقیه معتقدم، اما برای مصلحت روزگار می‌گوید!

ما می‌‌گوییم اعتبار قانون اساسی به ولی فقیه است؛ اما او می‌گوید ولی فقیه چون در قانون اساسی آمده، من قبول دارم!